محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

237

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِينَ » « 1 » . همان‌طورى كه در بسيارى از احاديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وارد است كه مقرر مىدارد ، چگونه كسانى كه در راه خدا باهم دوستى دارند ، در بهشت گرد هم مىآيند : « تو با كسى هستى كه دوست دارى . » « 2 » و « شخص با كسى است كه او را دوست دارد . » « 3 » در اين صورت ما مىبينيم مثالى كه ما را به نتيجه بحث مىرساند ، چيزى جز حالت خاصى از يك مفهوم نيست ، يعنى همان محبت در راه خدا ، بنابراين آن فرزندانى كه تنها به آن فرزندى طبيعى بسنده نكرده ، بلكه فرزندى روحى و روانى را نيز بر آن افزوده‌اند ، چرا نتوانند بر حقيقت مثل اعلاى خود با اجتماع در راه خدا عمل كنند ، تا اين‌كه جايگاه واقعى اجتماع را پيدا كنند و با آنانى گرد آيند كه آنها را الگو قرار دادند ، درحالىكه به‌واقع پيرو آنها بودند و از نظر درجهء كمال با آنها تفاوت داشته‌اند ؟ آيا جدايى اين‌ها از ايشان انكار ارزش اين محبت و دوستى نيست ؟ بنابراين ، هم سويى و اتحاد در بهشت خدا اختلاف درجهء پاداش را به‌طور مطلق نفى نمىكند و لزوما پيآمد آن ، اختلاط در ارزش‌ها نيست ؛ پس ما به خوبى مىفهميم كه اعضاى يك جمعيت واحد ، درجات مختلفى در مقام و منصب و وظايف مختلفى دارند ، استحقاقشان نيز متفاوت است ، مانند يك قطارى كه مجموعهء مختلفى از گروه‌هاى مسافران را منتقل مىكند . بنابراين ، وقتى كه آيه را به اين ترتيب معنى كرديم و چنان‌كه شايسته است با همهء نصوص ديگر مقايسه نموديم ، ملاحظه خواهيم كرد كه كم‌ترين برخوردى با اصل فراگير و به‌خصوص با قانون مسئوليت فردى ندارد . در اينجا اعتراض ديگرى وجود دارد ، كه نتيجه‌اش بر خلاف اين اصل است و آن اعتراض

--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) آيه 69 : و كسى كه خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را اطاعت كند ( در روز رستاخيز . ) ، همنشين كسانى خواهد بود كه خداوند نعمت خود را بر آنها تمام كرده است ؛ از پيامبران ، صديقان و شهيدان و صالحان . ( 2 ) - ر . ك : كافى : 8 / 80 ، حديث 35 ؛ دعائم الإسلام : 1 / 72 ؛ امالى مفيد ص 339 ؛ صحيح ابن حبان : 1 / 308 ، حديث 105 ؛ مسند احمد : 3 / 110 ، حديث 12096 ، 12792 ، 13411 ؛ فتح البارى : 10 / 560 ؛ تحفة احوذى : 7 / 51 ؛ فيض القدير : 4 / 320 ؛ كشف الخفاء : 2 / 265 ، حديث 2284 ؛ إعانة الطّالبين : 4 / 385 . ( 3 ) - ر ك : فتح البارى شرح صحيح بخارى : 10 / 559 ، حديث 5818 ؛ علل الشرايع : 1 / 140 ، حديث 2 ؛ امالى طوسى : 621 ؛ امالى صدوق : ص 352 ؛ صحيح مسلم : 4 / 2032 ، حديث 2639 ؛ صحيح ابن حبان : 2 / 316 ، حديث 557 ؛ موارد الظّمآن : 1 / 621 ، حديث 2506 ؛ سنن ترمذى : 4 / 595 ، حديث 2385 ؛ مسند احمد : 3 / 265 ، حديث 1354 ؛ مسند ابى يعلى : 5 / 270 ، حديث 2888 .